دانستنی های زندگی

آشنایی با پیوند دهنده قلب ها

31 فروردين 1396
نویسنده 

دست راستش از مچ قطع شده و دست چپش هم 3 انگشت دارد اما آمار کسانی که بانی ازدواج‌شان شده را ندارد. همه کسانی که با او مراوده دارند می‌دانند تا کانون خانواده‌ای را سرپا نکند دست از حمایت برنمی‌دارد.

به گفته خودش دانش‌آموخته علم روان‌شناسی است و 20 سالی هم می‌شود که در امر ازدواج و ثبات زندگی مشاوره می‌دهد. در کنارش رشته علوم قرآن و حدیث را در دانشگاه آزاد تهران تدریس می‌کند. زندگی‌ دگتر قاسمی می‌تواند برای خیلی از جوانان امروزی که از بی‌هدفی گلایه می‌کنند و دل خوشی از روزگار ندارند، درس عبرتی باشد. او روزهای جوانی‌اش را در جبهه‌ها سپری کرده و از آن دوران جراحات و ترکش‌های زیادی به یادگار دارد. حالا هم که جنگ نیست، مبارزه می‌کند اما در جبهه‌ای که دشمن کانون خانواده را هدف گرفته است. دکتر قاسمی با رواج ازدواج آسان و حمایت از زوج‌های جوان همه قوای خود را به کار گرفته تا این سنت پسندیده را بیش از پیش احیا کند. درباره فعالیت‌هایش با او و همسرش «مریم سیاح البرزی» گفت‌وگو می‌کنیم.

 

 ادامه راه پدر

دکتر در حال مطالعه است و جزوه‌ها و کتاب‌هایش را دور و برش گذاشته و مشغول کار است. با ورود من کتاب‌هایش را جمع کرده و کنار می‌گذارد. آثار به جا مانده از دوران جنگ را در ظاهرش می‌توان دید. دست راستش از مچ قطع شده و دست چپش هم 3 انگشت دارد. برخوردش بی‌آلایش و خودمانی است و همین باعث می‌شود خیلی زود باب گفت‌وگو باز شود. بذله‌گو است. می‌گوید: «خوب موقعی آمدید امشب سالگرد دومین باری است که مجروح شده‌ام. در منطقه غرب بودیم. در یک عملیات برون مرزی. برف سنگینی باریده بود. فکر کنم نیم متری می‌شد. به تله انفجاری برخورد کردم.» بعد هم با خنده اشاره می‌کند که در جنگ 6 بار مجروح شده است. پای راستش باند پیچی شده و همین‌طور که صحبت می‌کند، بانو خم شده و لبه باندی را که عقب رفته درست می‌کند. سر حرف را با موضوع ازدواج آسان باز می‌کنم و اینکه چرا او را با عنوان خیّر ازدواج می‌نامند. می‌گوید: «پدرم در گرگان معتمد شهر بود. هرکسی می‌خواست دختر شوهر دهد یا برای پسرش زن بگیرد با او مشورت می‌کرد. مشاور قابلی بود و فن بیان خوبی هم داشت. بین خیلی از زن و شوهرها هم صلح برقرار کرده بود. همه قبولش داشتند. اگر کسی هم به سبب مشکلات مالی ازدواجش را عقب می‌انداخت او را از نظر مالی حمایت می‌کرد. من در این فضا بزرگ شده‌ام. برای همین هم دوست داشتم راه پدرم را ادامه دهم.»

 

 مشاوره برای انتخاب درست

به گفته خودش، قبل از اینکه زندگی مشترک را تجربه کند، ‌بانی ازدواج بوده تا الان که 55 سال از خدا عمر گرفته است. می‌گوید: «نخستین باری که 2 نفر را تشویق به ازدواج کردم خودم هنوز مجرد بودم و 20 سال بیشتر نداشتم. یکی از همرزمانم در جبهه قصد ازدواج داشت. با خانواده‌اش صحبت کردم و روز خواستگاری همراهشان رفتم. طوری صحبت می‌کردم که همگی گمان می‌کردند که متأهل هستم.» او ابتدای امر ‌بانی ازدواج بوده و سخنور مجالس خواستگاری، تا اینکه کم‌کم با خیّران این سنت پسندیده آشنا می‌شود و همکاری‌اش را با آنها آغاز می‌کند. دکتر درباره کارهایش توضیح می‌دهد: «بعد از آشنا شدن با خیّران، با دوستان قدیمی جبهه و جنگ، مجمعی راه‌اندازی کردیم. فعالیت ما هم به این صورت است که از بخش‌های دولتی، شرکت‌ها یا افراد متمولی که در امر خیر دستی دارند برای حمایت از جوانان در امر ازدواج کمک می‌گیریم؛ اعطای وام یا تهیه جهیزیه. تعاملی را با کارخانه‌های لوازم خانگی برقرار کرده‌ایم که اجناس خود را با قیمت تمام شده در اختیار ما بگذارند. همین اجناس را هم به‌صورت اقساط در اختیار زوج‌ها می‌گذاریم.» اما او به غیر از حمایت‌های مالی، اقدام ارزنده دیگری هم انجام می‌دهد و آن ارائه مشاوره به زوج‌های جوان قبل و بعد از ازدواج است. اینکه چطور آرامش را مهمان خانه‌شان کنند و همراه با هم بر مشکلات فائق آیند.

 

 ماجرای خواستگاری

اینکه بانوی جوانی زندگی‌اش را با مردی شروع کند که آثار جراحت جنگ را با خود یدک می‌کشد فقط به دریادلی و روح بزرگ او برمی‌گردد. دکتر به زحمات همسرش اشاره می‌کند که چطور صبورانه در کنار او زندگی کرده است. نگاهی به بانو می‌اندازد و قدردانی می‌کند. کلامش به دل می‌نشیند. بوی یکرنگی و صداقت می‌دهد. می‌گوید: «زندگی با جانباز خیلی سخت است و اجری که همسر جانبازان می‌برند کمتر از جهادی که ما کردیم نیست. من در همان روز خواستگاری به بانو گفتم که جانباز هستم و این شرایط را دارم. اما او این امر را امتیازی برای خودش می‌دانست به صرف اینکه نمی‌توانست در جبهه حضور فیزیکی داشته باشد، با این نیت که به یکی از رزمنده‌ها خدمت کند با من ازدواج کرد.» ازدواج و دانشگاه رفتن دکتر در سال 63 رخ می‌دهد. ماجرای دانشگاه رفتنش را تعریف می‌کند: «تعجب می‌کنم از روحیه جوانان امروزی که همه چیز را با هم می‌خواهند و برای رسیدن به اهدافشان تلاشی نمی‌کنند. من در بدترین شرایط درس خواندم. در سنگر و زیر نور فانوس. زیر آتش توپ و خمپاره. آن هم در شرایطی که چشمم به سبب اصابت ترکش دید کافی نداشت. آن زمان مثل حالا نبود که دانشگاه رفتن آسان باشد. وقتی روزنامه اسامی قبول‌شدگان آزمون سراسری را گرفتم خودم هم باورم نمی‌شد. نفر اول رشته علوم قرآنی دانشگاه قم شده باشم.»

 

 بوسه بر دستان همسر

سر کلاس درس با دست مصنوعی نت‌برداری می‌کرد. طوری که استادان تحت تأثیر قرار می‌گرفتند.
تعریف می‌کند: «یکی از استادان ما آقای زنجانی بود که من را با کامپیوتر آشنا کرد تا بهتر بتوانم کارهای دانشگاهی‌ام را انجام دهم. با 3 انگشت تایپ می‌کردم. بعد از ازدواج، همسرم را به قم آوردم. هم درس می‌خواندم و هم کار می‌کردم. آن دوران به من و بانو خیلی سخت می‌گذشت ولی او هیچ‌وقت از مشکلات گله نمی‌کرد و البته من هم سعی می‌کردم برای زندگی‌ام کم نگذارم. زندگی‌ام فراز و نشیب زیادی داشت اما هیچ چیز نتوانست من را مأیوس کند. بانو خیلی زحمت کشید. همیشه و همه جا همراه من بود.» از حرف‌ها، بانو تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اما دکتر فقط از محبت‌های همسرش می‌گوید بعد هم دست او را می‌بوسد. دکتر ادامه می‌دهد: «من تشنه یادگرفتن هستم. علوم قرآنی را تا دکترا پیش رفته‌ام. به علم روان‌شناسی مسلط هستم. مدتی هم طب سنتی خوانده‌ام. در رشته تک تیراندازی در ایران مقام آورده‌ام. جایزه‌اش هم مکه‌ای بود که رفتم. الان هم با دست مصنوعی رانندگی می‌کنم.»

 

ضرورت ازدواج به موقع
دکتر مرتب از ازدواج آسان سخن می‌گوید و به اثرات منفی بالا رفتن سن ازدواج اشاره می‌کند. او گله‌مند از این موضوع می‌گوید: «مهیا نشدن شرایط ازدواج، سلامت جامعه را به خطر می‌اندازد. سخت شدن شرایط ازدواج، جوان‌ها را به این سنت پسندیده بی‌تمایل می‌کند. اگر ازدواج را آسان بگیریم دیگر شاهد آسیب‌های اجتماعی مثل فساد اخلاقی و اعتیاد نخواهیم بود.» دوست دارم بدانم خودش چطور زندگی‌اش را شروع کرده و در چند سالگی تشکیل خانواده داده است. داستان زندگی‌اش را تعریف می‌کند: «خرداد 59 دیپلم گرفتم و شهریور ماه جنگ شد. از اول تا آخرش در جبهه بودم. قبل از اینکه به خواستگاری بروم مجروح شده بودم. از ناحیه دست و هر 2 چشم آسیب دیده بودم. سال 63 ازدواج کردم. آن هم در 23 سالگی. توسط یکی از آشنایان به هم معرفی شدیم. بانو در هشتگرد زندگی می‌کرد. با جمعی از دوستانم از تهران راه افتادیم. روز مبعث بود. قرارمان بعدازظهر بود و ترافیک در جاده باعث شد دم غروب برسیم. درست هنگام اذان. این را به فال نیک گرفتم. دسته گل زیبایی هم برده بودم.» می‌پرسم سلیقه خودتان بود؟ محکم می‌گوید: «بله. از انتخاب همسرم پیداست که خوش سلیقه هستم.» سپس ادامه می‌دهد: «مهریه سنگینی انتخاب نشد. هدف ما زندگی بود. البته خانواده همسرم هم خیلی لطف داشتند و به من سختگیری نکردند. زندگی مشترک را خیلی راحت شروع کردیم.» بانو، ظرف میوه را به سوی همسرش می‌گیرد و می‌گوید: «حاج آقا خسته شده‌اند.»

 

 حمایت از جوانان محله

دکتر قاسمی حامی جوانان است و برای سروسامان دادن آنها هم هر‌ کاری از دستش برآید انجام می‌دهد. ارتباط خوب او با امام جماعت مسجد محله این امکان را ایجاد کرده تا از همین طریق افراد واجد شرایط مشکلشان را با او در میان بگذارند. خودش می‌گوید: «مساجد پایگاه خوبی برای فعالیت‌های مردمی است. امام جماعت افراد را به مجمع خیّران معرفی می‌کند و اگر نیاز به حمایت مالی داشته باشند کمکشان می‌کنیم. دخترانی هستند که به سبب مناسب نبودن شرایط مالی یا نداشتن پدر قادر به فراهم کردن جهیزیه نیستند. یا پسرانی که برای شروع زندگی‌شان نیاز به وام دارند. پیش از این در محله دیگری زندگی می‌کردم. صندوق قرض‌الحسنه‌ای داشت ضمانت خیلی‌ از جوانانی که پدر نداشتند را کردم. برای اینکه کارشان راه بیفتد و بتوانند زندگی تشکیل دهند. البته خیلی‌ها هم برای انتخاب همسر بر سر دوراهی هستند و نیاز به کسی دارند که در این امر مشاوره و راهنمایی بگیرند. در این امر هم یاری‌شان می‌کنم. چند روز پیش از دانشگاه به خانه می‌آمدم که راننده به من گفت 32 سال دارد و می‌خواهد ازدواج کند. به او قول دادم کمکش کنم و برایش جلسه مشاوره گذاشتم.» می‌پرسم تاکنون چند نفر را راهی خانه بخت کرده‌اید؟ می‌گوید: «یادم نمی‌آید. از جوانی در این کار بوده‌ام. تعدادش مهم نیست. یک نفر هم سر و سامان بگیرد اثر خودش را دارد. با ازدواج خیلی از آسیب‌های اجتماعی کمرنگ و سلامت جامعه تضمین می‌شود.» دکتر ریش‌سفیدی هم می‌کند. کافی است متوجه شود که زوجی با هم اختلاف دارند و کارشان به مشاجره کشیده شده بی‌معطلی پادرمیانی می‌کند. از بانو می‌پرسم دکتر عصبانی هم می‌شود؟ می‌گوید: «حاج آقا آرام و متین است. بیشتر من عصبانی می‌شوم. او هیچ‌وقت دلخوری‌اش را نشان نمی‌دهد.»

 

با شوخی نصیحت می‌کند

«مریم سیاح البرزی» در زندگی مشترک 32 ساله‌اش با دکتر جز خاطره خوش، چیز دیگری ندیده است. او همسرش را برترین فرد روی زمین می‌داند و درباره‌اش می‌گوید: «حاج آقا خیلی باگذشت است. خیلی هم متین و مهربان. همیشه در کنارش احساس آرامش کرده‌ام. برایم رفیق است. در همه کارها همراه من است. وقتی می‌خواهم آشپزی کنم کمک می‌دهد حتی پوست کندن و خرد کردن سبزیجات. سبزی که می‌خرد خودش روزنامه پهن می‌کند و باسلیقه پاک می‌کند.» بانو خیلی به همسرش وابسته است و به گفته خودش اگر حاج آقا نباشد نمی‌تواند ‌کاری انجام دهد. البته شکسته نفسی می‌کند. بانو ادامه می‌دهد: «حاج آقا در کارش تحکم ندارد. بیشترین موردی که حساسیت دارد نماز اول وقت است. گاهی پیش می‌آید که عروس و پسرم یا دختر و دامادم از هم دلخور شوند. حاج آقا اگر متوجه این موضوع شود بی‌آنکه به رویشان بیاورد به شوخی نصیحت می‌کند.» بانو کارشناس علوم قرآنی و حدیث است و مدتی است که در حوزه علمیه حضرت خدیجه(س) تحصیل می‌کند.»

 

مجمعی برای خیّران ازدواج آسان

دکتر محمد قاسمی، یکی از اعضای فعال مجمع خیّران ازدواج آسان است. او درباره نحوه شکل‌گیری این مجمع توضیح می‌دهد: «همراه چند تن از دوستان دوران جبهه و جنگ تشکلی را تشکیل دادیم تا از جوانان در امر ازدواج حمایت کنیم؛ هم حمایت مالی و هم مشاوره. بعد از مدتی تصمیم گرفتیم گام بزرگ‌تری برداریم و مجمعی تأسیس کنیم و همه تشکل‌های پراکنده کشوری را ساماندهی کرده و زیر مجموعه آن قرار دهیم. اکنون اقدامات اولیه برای راه‌اندازی مجمع خیّران ازدواج آسان انجام و اساسنامه آن تدوین شده و خیّران ‌درصدد هستند که در شرکت‌ها آن را به ثبت برسانند.» او ادامه می‌دهد: «صحبت‌های اولیه با وزارت کشور انجام و مجوز هم دریافت و حتی مؤسسان هم مشخص شده‌اند. این مجمع کشوری است و شعبی در استان‌ها خواهد داشت تا از خیّران شهرستانی هم حمایت شود.»
دکتر قاسمی بر این باور است، ازدواج دچار چالش شده و می‌طلبد برای رفع آن همه ظرفیت‌های کشوری اعم از اداره‌ها، سازمان‌ها و خیّران در حوزه آموزش یا حمایت مالی بسیج شوند. او می‌گوید: «در واقع ریشه بسیاری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی جوانان کشور را در این مسئله می‌بینم. ازدواج سخت شده است. بالا رفتن سن ازدواج بحران‌های شدید و روحی و روانی، عاطفی و جنسی برای جوان‌ها ایجاد می‌کند. با توجه به تأکیدی که دین اسلام و تعالیم مذهبی به امر ازدواج تأکید کرده و ازدواج به هنگام می‌تواند ریشه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را بخشکاند. بنابراین لازم است در این‌باره فکری جدی و اساسی شود.»

 

منبع: همشهری محله

تخفیفیاب عروسی+ جهیزیه و لوازم شخصی

اطلاع سریع از خبرها، تخفیف ها و خدمات ویژه

عضویت شما فقط 8 ثانیه زمان لازم دارد

کدهای تخفیف محصولات برایتان ارسال می شود

آگهی های ویژه

لباس دامادی

محمود بصیرتی» صاحب یکی از قدیمی‌ترین خیاطی‌های تهران است که به تن ...

جهیزیه

جهیزیه یا جهاز به دارایی و مالی گفته می‌شود که عروس در هنگام ازدواج ...

آرایش عروس

آرایش مرتضوی/ خانم محبوبه مرتضوی برگزار كننده سمينار و همايش های علمی ...

دفترخانه ازدواج

قبل از عقد با قوانین آشنا شوید/ زن و شوهر نسبت به هم حق و حقوقی دارند ...

لباس عروس

مزون آرمیتاژ با بیش از 4 دهه فعالیت یکی از مزون هایی است که در ...

ماه عسل کجا برویم

ماه عسل نیز یکی از پرهزینه ترین قسمت های عروسی است. البته شاید لذت ...

عکس و فیلم عروسی

بسیاری از عروس ها و دامادها معتقدند آنچه که از عروسی باقی می ماند، ...

سفره عقد

 مجموعه ژینو به عنوان طراح و مجری تشریفات مجالس عروسی فعالیت خود را ...

پیرایش و گریم داماد

آرایشگاه بلک رز / خیلی از آقایان به نوع آرایش و پیرایش خود در روز ...

ماشین عروس

دسته گل و ماشین عروس هم برای کسانی که به برگزاری مراسم عروسی اعتقاد ...

باغ و تالار برای عروسی

تشریفات شهرزاد / باغ های تشریفات شهرزاد همگی سرسبز، مشجر و زیبا و ...

طلا و جواهر

حلقه ازدواج/ شاید مهمترین یادگار مراسم عروسی، حلقه ازدواج یا همان ...

دی جی و موزیک عروسی

آرسین طپش/ گروه آرسین طپش با استفاده از جدیدترین و پیشرفته ترین سیستم ...

کارت عروسی

انواع کارت عروسی / فرزاد مهماندوست چند سالی است که در محدوده میدان ...

ژورنال های عروس و داماد

دارای نماد دو ستاره

ساعت و تاریخ

دوشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۷
دوشنبه, ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸

تمام حقوق برای بی جی کلوب محفوظ است